ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

من عاشق رنگ ها هستم

تصور کنید اگر خدا دنیا را بدون رنگ آفریده بود...

هیچکس تماشا نمی کرد
هیچکس لذت نمی برد
هیچکس عاشق نمی شد

خدایا شکرت به خاطر رنگ ها...

***

می نویسم تا نوشتن از یادم نرود
می نویسم تا بعضی چیزها را به خودم یادآوری کنم

برای حال خوب ِ دلِ خودم می نویسم

حال دلتان خوب :)

-----------------

( عجیب ترین نوع فراق رو هم بارداری ثبت کنید...

هستی و نمیبینمت و بغلم نیستی...)

*** برگرفته از وبلاگ مرغ هوا :
ma-mer.blog.ir

طبقه بندی موضوعی

دختر یا پسر!!؟؟ مسئله این است!

چهارشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۱۹ ب.ظ

هیچوقت یادم نمی رود جیغ آبجی زهرا را!!! 

حدود چهارسال و نیم پیش بود. یک سال قبل از ازدواج من! 

بعد از ظهر یک روز بهاری بود و من (خبر مرگم!) توی هال، به خواب عصرانه ای فرو رفته بودم که ناگهان با جیغ آبجی زهرا از خواب پریدم! تنها چیزی که یافتم آبجی زهرا بود بالای سرم و در آستانه ی درب ورودی! حتی کفشهایش را هم از پایش نکنده بود! همانطور خودش را انداخته بود توی هال و جیغ میزد: دختره دختره !!!! آنقدر خوشحال بود که گویی قرعه کشی پانصد میلیون ریالی دوو را برنده شده! 

این خاطره را گفتم که حجم تمایل خانواده ی ما را به دختردار شدن و اصولا به دخترجماعت دریابید! (می توانید این قضیه را به سایر اعضای خانواده بجز داداش کارفرما و پسرش تعمیم بدهید)


ویزیتِ نفر قبل از من که رفت زیر دستگاه، شاید پنج دقیقه هم طول نکشید. ولی برای من یکسال گذشت!

و من صدای دکتر را میشنیدم که می گوید: بچتون پسره! 


و من "خدابخیرکند"ی زیر لب بالا انداختم و رفتم روی تخت دراز کشیدم.


همه ی مختصات ِ غربالگری را که گفت، (درحالی که وروجکم را از توی صفحه ی مانیتور میدیدم و میدیدم که چطور قلب کوچکش تالاپ تولوپ می کند) جان ما را به لب رساند و گفت: پسرم هس! 

و من فقط خندیدم. و با اندکی تعلل (که ناشی از شوک کوچکی بود که به من وارد شده بود!) زیر لب گفتم الحمدلله.

و خندیدم. از اینکه چقدر سعی کرده بودم خودم را گول بزنم که نه!! حسم اشتباه است... شاید دختر شد!! و دست آخر هم توی کتم نرفته بود که دختر باشد! 



از عکس العمل خودم که بگذریم، عکس العمل اطرافیانم جالب بود. 


اولین کسی که بهش خبر دادم طبیعتاً حضرت آقا بود:

-بچه چی بود؟

- حدس بزن!

-من که حدسم رو قبلا زدم! میدونم که پسره! 

-از خدات بود که پسر باشه ها!!! 

-نه. خداوکیلی برام فرقی نداشت. فقط میخواستم سالم باشه.


دومین نفر، آبجی مریم بود. از عصر بیش از ده بار زنگ زده بود تا بداند همبازیِ دخترِ نیامده اش پسراست یا دختر! 

-بچه چی بود؟

-پسره! قند عسله! 

-خخخخخخخخخ... پسرم خوبه! اگه دختر بود دیگه نوه های مامان دچار عدم توازن میشدند! (وچنان گفت پسرم خوبه! که انگار میخواهد مریضی را دم اتاق عمل دلداری بدهد :( یعنی حالا غصه نخور! پسرم یه جور آدمه دیگه)

-مادر حضرت مریمم پسر میخواست، دختر شد، الان عمیقا درکش میکنم. ولی انصافا دختری که آورد، مادر پسری شد که در زمان خودش جهان رو تغییر داد! پسر ما هم قراره کاشون رو بلرزونه!!!


سومین نفر خاله لیلا (خاله ی حضرت آقا) بود. 

او به دلیل اینکه خودش سه تا پسر تخس دارد، مرا درک کرد و تبریک گفت!


چهارمین فرد، آبجی زهرا بود. همان که از خوشحالی دختردار شدنِ خودش جییییییییغ بنفش کشیده بود!

- عروس دار شدی یا دوماد دار!!!

-دنبال عروس میگردم! 

-خخخخخ (خنده!!) خب مبارکه. محیا رو بگیر برا پسرت. 

-نه دیگه محیا خیلی بزرگه. یکی برا پسرم بیار. فقط به شرطی که شکل محیا باشه!


محیا:

-خاله، چوب شور بده به حلمات بخوره (حلما اسم کودک فرضی من در ذهن محیاست)

-خاله جون، دخترنیست. پسره!

-نمیخوام پسر باشه!!! پسرا رو دوست ندارم. آدمو هُل میدن!

-نه پسر من ازون خوباس. هُل نمیده. نازی میکنه.

- نمیخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام. (و همچنان محیا پسر مرا به پسری قبول ندارد!!!!)


نفر بعدی مامان بود. خودم زنگ زدم:

-مامان رفتم سونو

-خب چی شد؟

-پسره!

-وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه ( واه ناشی از تعجب!) و سپس نیم ساعت بطور ممتد خندید! به طوری که من هم از خنده اش به خنده افتادم. (چیزی که از مامان ِ گلم باید بگویم این است که مامان، وسواس نجاست دارد. و به همین دلیل، ترجیح میدهد همه ی نوه هایش دختر باشند!!! گرچه خودش میگوید فرقی نمی کند! ولی همه ی شهر میدانند که مامان شدیداً دختری ست)

-آره دیگه. به مامانم رفتم!

-حالا مثل من سه تا اولیت پسر نشن!!!!

- غصه نخور مامان. قول میدیم خودمون فرشاتو بشوریم!! :))))


و اما تندیس جالب ترین واکنش تقدیم می شود به داداش کارفرما:

- دختر خوب سراغ نداری؟

- اگه سراغ داشتم که خودم میگرفتم (چشم زنداداشمان روشن!)  حالا برا کی میخای؟

-برا پسرم!

-عه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پسره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مبارکهههههههههههههههههههههههههه !!!!!!!!!! (با ذوق زدگی شدید و نیشِ ِ تا بناگوش بازشده بخوانید!!!) پس پسره !!! کی شیرینی میدید؟؟؟؟؟؟؟

- پسردار شدن شیرینی داره یا بچه دار شدن؟

-معلومه پسردار شدن!!! پسر اصلا یه چیز دیگه اس!! 

و وقتی از ماشین پیاده شدم، بازهم تاکید کرد که به حضرت آقایت بگو شیرینی ها رو آماده کنه! 


تنها کسی که ذوق را (بطور خالصانه) توی چشمهایش دیدم، داداش کارفرما بود... و الحق و الانصاف اگر داداش کارفرما انقدر از پسردار شدن ِ من ذوق نمیکرد، شاید دچار افسردگی حاد میشدم! 



پ.ن1: الحمدلله و المنة که فرزندمان سالم است. (یعنی طبق مختصات غربالگری سالم است) خدا کند که صالح هم بشود. 

پ.ن2: خیلی مایل نیستم فرزندم از نظر اخلاقی به خودم شبیه بشود، فقط یک ویژگی اش را شدیداً اصرار دارم که به پدرش برود، و آن خانواده دوستی و خضوع و ادبش نسبت به پدر و مادرش است. البته قدش هم به پدرش برود که دیگر نور علی نور می شود!!!

پ.ن3:فعلا اسم این موجود کوچک و دوست داشتنی، علی کوچولو ست. (پسرم علی ست و پدرش بوعلی!) و شاید تا رسیدن به توافق نهایی برای اسم، ماهها زمان نیاز داشته باشیم! 



موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۷/۱۲
ام شهرآشوب

نظرات  (۱۸)

باور کن منم دیروز میخاستم بپرسم :))
پاسخ:
دیشب مشخص شد. از ساعت چهار و نیم تا ساعت هفت شب تو مطب بودم.
الحمدلله و المنه.
پسر خوبه :)
من همیشه دوست داشتم اولین بچه م پسر باشه که دخترهام داداش بزرگتر داشته باشن، چون خودم نداشتم! الحمدلله که خدا هم نعمتش رو بهم داد.
دومی رو هم نه به شدت اولی اما میخواستم برادر پسرم باشه که پسرم برادر داشته باشه و الحمدلله که خدا داد.
من از اونام که چهار  تا پسر هم داشته باشم خوشحالم :) و اصلا برام مهم نیست که همه ی بچه هام پسر بشن! هرچند که اگر همه شون دختر بودند (به جز اولی البته!) باز هم همونقدر خوشحال بودم. کلا بند جنسیت نیستم الحمدلله! فقط رو اولی علاقه م به پسر بود. که الحمدلله خدا منت گذاشت و داد ان شالله که صالح باشند همه ی اولاد شیعیان. خدا کمک کنه تو تربیتشون، هرچی باشه خوبه :)
خدا حفظش کنه براتون ان شالله.
پاسخ:
من برعکس شما، همش میگفتم بچه اول دختر باشه که تو بچه داری های بعدی کمک حالم باشه. 
حالا که خوب فکرامو میکنم میگم پسر بهتره!! 
راس میگید. داداش بزرگتر یه جورایی پشتوانه ی آدمه
همین چون میدونستم حضور ندارید نپرسیدم شاید :))

+ شاید هم از بس شما دوس داشتین دختر باشه آبجی تون اون سخن رو گفت
پاسخ:
آره دیگه از بس خودم دختردختر کردم، حالا دیگه همه میخان بهم دلداری بدن!!! 

حالا پسرم خوبه!
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۳:۴۵ خانم لبخند
مباک باشه خیلی زیاد :)
من پسر خیلی دوست دارم. دختر هم دوست دارم اما اگه قرار باشه دوتاش رو داشته باشم ترجیح میدم اولی پسر باشه دومی دختر. (به دلایل عدیده!)
ان شاء الله فرزند سالم و صالحی برای پدر و مادرش باشه :)
پاسخ:
ممنون:) 
حضرت زهرا سلام الله علیها هم اولیش پسر بود!! 
به این که فکر میکنم احساس خوبی بهم دست میده
خخخخ :) آره بعدی ایشاله دختر باشه
پاسخ:
ان شالله برا خودتون
مرسی :)
پاسخ:
خواهش میکنم
سلام 
من نمیدونم این پسر چی داره که همه دوست دارند پسر دار شن ، نی نی سالم باشه 
وی یه نگاه به اینور یه نگاه به اونور می کند ، از منبر پایین می آید و می گوید پسرررررررر چیز دیگریست 

پاسخ:
سلام ای وی!
خیلی باحال گفتی
دقیقا حال و روز هممونه،آخرشم پسرامونو بیشتر لوس میکنیم
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۴:۵۹ فامیل دور
جای واکنش من خالیه که از همین الان اعلام آمادگی کردم باهاش ازدواج کنم 
هر دقیقه اسم عوض میکنی تا دیشب امیر رضا بود 

پاسخ:
فعلا علی صداش میکنیم، 
طاهره از صبح تا حالا که علی صداش کردیم دیدیم چقد اسم قشنگیه!
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۵:۰۹ دلنوشته های یک اردیبهشتی
الحمدالله که فرزندتون سالمه ^_^
پاسخ:
الحمدلله :)
۱۲ مهر ۹۶ ، ۱۷:۵۶ پیام غدیر ...
مبارکه عزیزم
مهمونی ناهار یادت نره دعوت کنی
پاسخ:
سلام عزیزم
ناهار چه قابلی داره؟ شما فکر عروس من باش!
بسلامتی
اومدم ببینم پسر شد یا دختر !
من دلم میخاست دختر شه بچتون :/

اسم خوشکلی واسش بزارین :)
شنتیا لقب امام علی هست یعنی بردبار
پورشاد ما شیرازیا میزاریم ینی پسرِشاد
این دوتا خیلی خاص و خوبن
یزدان ، فرزاد ( ب نظرم فرزاد اسم خوبیه واسه مرد)، 
:) 
پاسخ:
سلامت باشین :)

درمورد اسم حالاحالاها میخام فکر کنم!!! از بس اسم قشنگ زیاده انتخابش مشکله
۱۳ مهر ۹۶ ، ۱۶:۲۵ شاتوت (Lilac)
جییییییغ :)))))
چه قدر وقتی خوندم این پست رو خوشحال شدم برات ام شهر جان :))
پسربچه ها خیلی شیرین و بامزه ان ^__^
ایشالله هم خودت سلامت باشی هم پسر قند عسلت :*
پاسخ:
سلامت باشی عزیزدلم
ممنون از دعای خوبت :) 
ان شالله همیشه خبر خوشیهات برسه :) 
۱۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۵۲ مردی بنام شقایق ...
سلام

بح بح

اول از همه خداروشکر که سالمه
ان شاالله تا آخر کار هم سالم و سلامت باشه

ما آخرش نفهمیدم پسر نعمته دختر حکمته! یا دختر نعمته پسر عفته! یا پسر برکته دختر نعمته! یا دختر نعمته پسر برکته!

خلاصه هرچی هست ان شاالله نعمت و برکت و حکمت و همه اینارو بهمراه داشته باشه


+
خانوم ما میخواست بچه دوم پسر باشه!
خیلی هم میخواستا!

بهش گفتم تا وقتی روش اینقدر حساسیت داری و اصرار داری نمیشه!
آخرشم همونی شد که بهش گفتم!
:))))


واقعا دختر پسرش فرقی نداره
جفتشون پدر آدمو در میارن و تهش میگن بابا ننمون واس ما هیچ کاری نکرده^_^ 
پاسخ:
از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است:
 دختران، حسنه‏‌اند و پسران نعمت و (روز قیامت) براى حسنه پاداش داده می‌شود و از نعمت سؤال خواهد شد.

الان من و حضرت آقا باید روز قیامت یه لنگه پا وایسیم جواب این شفتله پسر رو بدیم، شما هم بیست تا امتیاز دریافت میکنید و میرید مرحله ی بعد!!!

خدا خودش میدونه که به کی دختر بده و به کی پسر. ولی اگه کسی، بچه اش اونی که میخاد نشه، خدا براش جبران میکنه . من شک ندارم به این قضیه
۱۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۵۵ مردی بنام شقایق ...
ضمنا علی واقعا اسم قشنگ و خوب و بامسماییه

نه اینکه چون اسم خودمه میگما! کلی گفتم ^_^

ضمنا ما دختر نمیدیم... دخترمون قصد ادامه تحصیل داره
خواهشا اینقدر اصرار نکنین...
پاسخ:
علی، رضا، امیررضا، مجتبی، سلمان، صالح 
اینا اسمهای پیشنهادی منن

اتفاقا انقدر پسرمون خواستگار داره!!!!!!!! (نیومده!) 

امروزم دختر آبجیم به دنیا اومده، من هنوز ندیدمش ولی انقدر مامانم از خوشگلیش تعریف کرده که به حضرت آقا گفتم همین عروس منه ولاغیر!
۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۰:۱۳ مردی بنام شقایق ...
خدایا شکرت!

ینی همه چی به ما که میرسه برعکس میشه!!!


حالا که ما دختر دار شدیم پسرا خواستگاردار شدن...
حکمتتو شکر اوس کریم...
پاسخ:
پسر ما فرق میکنه. 

فرقشم اینه که پسر ماست!
۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۰:۲۰ مردی بنام شقایق ...
اتفاقا همه همینو میگن اولش :)))


وعده ی ما 16 سال دیگه به شرط حیات
پاسخ:
یعنی پسرمو 16 سالگی زن بدم؟؟؟
۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۰:۳۵ مردی بنام شقایق ...
نکنه انتظار دارین من دخترمو بعد 18 سالگی شوهر بدم؟!


پسر شما کوچیکه مشکل شماس دیگه!

ما نمیتونیم صبر کنیم

بعلاوه اینکه دخترمون میخواد ادامه تحصیل بده اصن ^_^
پاسخ:
پیشنهاد من اینه که شوهرش بدین
کاشونیا با اصفهانیا معاملشون نمیشه!

ای جاااان
تبریک فراوان اشرف جان
هرچند بهت نمیاد مامان یه پسر تخس و شیطون باشی اما فعلا که هستی!
منم دوست دارم بچه اولم پسر باشه بدلایل خععععلی زیاد اما عاشق دخترمم. دختر نبض خونه اس.اگه خدا ده تا پسر پشت سر هم بهم بده بازم بچه دار میشم تا اخرش یه دختر گوگولی بگیرم از خدا.
البته خودش مصلحتمونو بیشتر و بهتر میدونه.
تربیت پسر انگاری سختتره بیشتر انرژی و سرزندگی میخواد...
اشرف جان
بازم تبریک میگم امیدوارم مایه سربلندی تون باشه توی دنیا و آخرت.
پاسخ:
فدایت گردم مولای من
تخس و شیطون؟؟؟ نه تو رو خدا. بگو مودب و عاقل

آدم هم پسرشو میخواد هم دخترشو. زیاد هم میخاد! دوتا جین شاید کافی باشه!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">