یلدا و کرسی!
یلدا هم یلداهای قدیم...
از آخرین یلدایی که واقعا برایم حس یلداهای قدیم زنده شد، شاید ده سالی میگذرد. روزی که همه رفتیم خانه مادربزرگ، دور کرسی، و تخمه شکستیم و انار خوردیم و گپ زدیم!!!
از آن سال به بعد، یلداهایمان یا توی خوابگاه بود که با چیپس و پفک و اندکی هم تخمه میگذشت، یا اگر توی خانه بود، خبری از آن صمیمیت دور کرسی نبود.
تازگی هم که کانالی را توی تلگرام یا اینترنت باز میکنی، لیست بلندبالای ژله ها و کرپ ها و میوه آرایی ها و آجیل آرایی های مخصوص شب یلدا را برایت باز میکند. یعنی توی طولانی ترین شب سال، به جای خوش گذراندن، بمانی پای درست کردن یک ژله، تا هنرت را به رخ دیگران بکشی!!!!
یلدا یعنی حرف دور کرسی،
یعنی صمیمیت و حرف زدن و خوش و بش کردن با عزیزان
یلدا یعنی دلهای به هم نزدیک تر...
یعنی فال حافظ برای کسانی که دوستشان داری!
یلدا یعنی توی سردترین شب های سال هم میتوانی به کسانی دلگرم باشی که همیشه و همه جا پشتت بوده اند و هوایت را داشته اند.
اصلا در یک کلام!! یلدا یعنی کرسی!!!!!
یلداتون مبارک
پ.ن.1: راستش باید زودتر از این ها اعیاد زیبای ربیع را تبریک میگفتم. عذر تقصیر!!!
ربیعتان مبارک
پ.ن.2: هر جا حرف از کرسی در میان است،نام من می درخشد!!! من عاشششششق کرسی ام. و فکر کنم امشب هم مادر را مجبور کنم تا کرسی اش را علم کند!!!
پ.ن3: نکات انحرافی عکس بالا را واگذارید و به کرسی اش دقت بنمایید! (مقصود، قلیان کشی و حجاب نصفه نیمه ی زنان بود!!!)
- ۹۵/۰۹/۳۰
- ۵۴۴ نمایش