اقیانوس...
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران
که تو را آفرید.
از تو در شگفت هم نمی توانم بود
که دیدن بزرگیت را،
چشم کوچک من بسنده نیست...
مور، چه می
داند
که بر دیواره ی اهرام می گذرد
یا بر خشتی خام.
تو، آن بلندترین هرمی که فرعونِ تخیّل می تواند ساخت
و من،
آن کوچکترین مور،
که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت
پیش از تو،
هیچ اقیانوس را نمی شناختم
که عمود بر زمین بایستد...
دری که به باغ ِ بینش ما گشوده ای
هزار بار خیبری تر است
مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو
شعر سپید من، رو سیاه ماند
که در فضای تو، به بی وزنی افتاد
هر چند، کلام از تو وزن می گیرد
وسعت تو را، چگونه در سخنِ تنگمایه، گنجانم؟
تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟
تو را که چون معنی نقطه مطلقی.
الله اکبر
آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد؟
فتبارک الله، تبارک الله
تبارک الله احسن الخالقین
خجسته باد نام خداوند
که نیکوترین آفریدگاران است
و نام تو
که نیکوترین آفریدگانی.
پ.ن: این شعر از آن دسته از شعرهاییست که هربار بخوانم به وجد می آیم.
از آن شعرها که هیچوقت تکراری نمی شود...
بخوانید و لذت ببرید
پ.ن2: قبول دارم که قدری دیر برای مولای متقیان پست گذاشتم! درگیر بودم و مشغول و بی نت!
- ۹۶/۰۱/۲۸
- ۳۷۷ نمایش
ممکن پست آخرمو بخونید ؟ ممنون