ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

درباره بلاگ

مادر یک عدد علی کوچولوی ساکت و صبور و در عین حال بسیار کنجکاو و پرتلاش هستم.
علی کوچولویی که مثل مادرش یک جا بند نمی شود، نمی‌تواند احساساتش را پنهان کند و چشمهایش در یک آن همه چیز را لو می دهد! و مثل پدرش با طمانینه، آرام و دوست‌داشتنی ست.
....
هرچه که اینجا می نویسم، صرفا برداشتهای شخصی ذهن یک انسان است. پس دلیلی ندارد که حتما و قطعاً اشتباه نباشد. چرا که انسان ممکن الخطاست...
من اینجا بلند بلند با خودم حرف می زنم.
خطابهای پندآموز مرا فقط خطاب به خودم بدانید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب
پیوندها

۱ مطلب با موضوع «تسلیت» ثبت شده است

۰۱ دی ۹۳ ، ۰۸:۵۳

و ما یوم الخمیس...

گفت: روضه ی پیامبر (ص) بخوان.

قدری با خود فکر کرد. خدایا چه بخوانم؟ روضه ی رحلت حضرت رسول (ص) یا روضه ی سوزاندن جانش؟ 

گفت روضه ی حضرت پیامبر را بخوان.

روضه ی پیامبر (ص) روضه سیلی زهرا (س) ست، میان کوچه های تاریک مدینه، روضه ی محسن است، در رحم مادر...

روضه ی حضرت رسول (ص) یاد غریبی امیرالمومنین است، آه جگرسوز علی ست، میان نخلستان های کوفه...

روضه ی تابوت حسن بن علی (ع) ست، در محاصره ی نامردمان، خاک خاموش قبرستان بقیع است، بی هیچ شمع و چراغی...

روضه ی رسول خدا (ص)، روضه ی زینت دوش حضرت مصطفاست، خفته بروی خاک گرم کربلا ... داغ سیدالشهداست، بر دل صبور زینب کبری...


خواندن روضه ی حضرت رسول، از روضه ی تمام ائمه سخت تر است، زیرا که یک روضه است، ولی ذکر سوزاندن جان چهارده نورخداست، که هر چه آزار بود، از آن روز شروع شد، 

آه ... یوم الخمیس... و ما یوم الخمیس* !!! 




*قَالَ یَوْمُ الْخَمِیسِ، وَمَا یَوْمُ الْخَمِیسِ ثُمَّ بَکَى حَتَّى خَضَبَ دَمْعُهُ الْحَصْبَاءَ فَقَالَ ...


ترجمه: (ابن عباس) گفت: روز پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه‌ای ! بعد ابن عباس گریه کرد . به قدری گریه اش تند بود که حتی ریگ‌ها را خیس کرد .

بعد ابن عباس با همان حال گریه گفت :

روز پنجشنبه بیماری نبی مکرم شدت گرفت ، آن حضرت فرمود : کتابی (قلم و دوات) به من بدهید تا چیزی بنویسم که برای ابد راه گمراهی را بر شما ببندد . کسانی که نزد پیامبر بودند(لعنة الله علیهم) ، به نزاع پرداختند ؛ در حالی که هر گونه نزاع در نزد پیامبر ممنوع است . گفتند : پیامبر هذیان می گوید . حضرت فرمود : مرا رها کنید . آن چه که من در او هستم ، بهتر است از آن چه که مرا به آن دعوت می کنید ...
ابن عباس بیرون آمد و گفت : مصیبت و تمام مصیبت (ریشه تمام مصیبت ها) های اسلام همان بود که ما بین پیامبر و بین کتابت پیامبر مانع شدند .



صحیح بخاری ، ج4 ،‌ ص31 ، ح3053 ، کتاب الجهاد والسیر ،  ، باب هل یستشفع الی اهل الذمة ومعاملتهم .




امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ