ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

درباره ی من ِ جدید ...


درباره ی من چیز زیادی نمی شود گفت؛ آنهایی که می شناسند، خوب می شناسند، و آن هایی که نمی شناسند، گمان نمی کنم برای فهم مطالبم نیازی داشته باشند بدانند چه غذا یا رنگی را دوست دارم، یا اینکه در روز چندتا پشه می کشم و یا چه احساسی با دیدن یک کروکودیل پیدا می کنم!!!

آنچه نیاز است بدانید این است که من 24 سال دارم و به تازگی زندگی ام در یک پیچ تاریخی عمیق افتاده است...
پیچ تاریخی از آن جهت که به تازگی متاهل شده ام و هر چند تا الان در پیله ی تنهایی خودم به پروانه شدن فکر می کردم، بقیه ی مسیر زندگی ام را باید همراه نیمه ی دومم بسازم.
هنوز تا پروانه شدن هردومان بسیار راه باقی ست. من اما امید دارم به آینده ی زیبایمان...
اگر این روزها کم پست می گذارم، دلیلش به سر شلوغ شدن دوران تاهل برنمی گردد. دلیلش این است که دارم خودم را پیدا می کنم و تا خودم را نیافته ام نمی توانم بنویسم.

از شما چه پنهان، هنوز از گیجی دوران تجرد بیرون نیامده ام،  احساس می کنم در خلسه ای عمیق فرو رفته ام. خلسه ای عمیق اما بی نهایت شیرین...

هنوز خودم را نیافته ام. احساس می کنم من ِ جدیدم را نمی شناسم... منی که نیمی من است و نیمی او... بالی از من و بالی از او...  و این دو بال؛ اکنون دیگر یکی ست؛ پرنده ایست که به پرواز فکر می کند...

 نیمه ی قدیمی خودم اما، انگار بین هوا و زمین معلق مانده است و خودش هم نمی داند این جستجو و تعلیق قرار است چند ساعت، چند روز و یا چند ماه طول بکشد...

مثل همیشه تقاضای دعای خیر دارم. دعای خیر از نوع همان سایه ها.
اکنون سایه اش هست ؛ برای آمدن آرامشش دعا کنید.

 

۰ ۰
آقای میم عین
۰۳ آذر ۰۲:۰۱
خبر ازدواج خانم ها بیشتر از خبر ازدواج آقایون در این مدت به گوشم رسیده!
نمی دونم که آیا این دو تا با هم فرقی دارن یا نه؟!

* مبارک باشه و به پای هم پیر بشید اِن شاءالله/

پاسخ :

ممنون سلامت باشید
ان شالله به زودی روزی همه بشه
بتول
۰۳ آذر ۰۴:۳۷
سلام

به به مبااااااارک باااااااااشه. خیلی خوشحال شدم سادات جون.

ان شاءالله زیر سایه امام زمان (عج) سلامت و خوشبخت باشین و خداوند فرزندان صالح روزیتون کنه  :-*

پاسخ :

سلام بتول جان. ممنون از محبتت. ان شالله که خدا روزی شما کنه به زودی یه ازدواج خوب و شیرین
ریحان
۰۳ آذر ۱۸:۲۳
سلام سیدنا
بازم تبریک میگم...
همیشه تغییر موقعیت یه مدتی با خودش گیجی و دور از جون شما خنگی به همرا میاره...اما به محض این که جاگیر بشی تو موقعیت جدیدت، همه چی میفته روی غلتک و از این بهت در میای!!!
لحظه هات پر از آرامش، پر از سعادت و پر از خیر و برکت.

پاسخ :

سلام بر مولای خوب خویشتن
ممنون از لطفت. ماهم تبریک میگیم بابت دفاع خوبت
خنگیش طبیعیه. این که این خنگی چقدر قراره طول بکشه دست خداست!!
افسانه
۰۵ آذر ۱۲:۱۳

سلام بر اشی خودم

آره عزیز دقیقا منم همین حالتو دارم...

امیدوارم این دوبال وجودیمون اونقد باهم هماهنگ باشند که توی اوج گرفتن یه وقت خدای نکرده نقص فنی پیدا نکنند.

پاسخ :

سلام عزیزم. ان شالله
یه مقداری ازین هماهنگی به دقت تو انتخاب آدم بستگی داره. یه درصد زیادیش هم به مهارت آدم بعد ازدواج. ان شالله که هماهنگیم
فامیل دور
۰۸ آذر ۱۲:۲۴
بابا من کشته مرده این خطبه تاریخی تو شدم اصلن کلی از این حال به اون حالم کرد 
میگم اگه بعد از ازدواج آدم دچار خنگی و گیجی میشه من که الان رسما دوچاره این دو عارضه هستم بعدش قراره چی بشم 
وای حالا چقد شوما و افسو جون کلاس میذارین فقط مونده محبوبم بیاد اینجا حرفات رو تایید کنه(شکلکه یک آدم حسود و خبیث)

پاسخ :

الهی که به حق این ماه عزیز به زودی گرفتار این گیجی بشی بفهمی من و افسان چی میگیم!!!
فامیل دور
۰۹ آذر ۲۲:۵۶
خدایا به حق نفس این سید الهی آمین هم الهی آمین واسه همه دوستان هم واسه خودم البته اشتباه نشه ما قصدش رو نداریم  خخخخخ

پاسخ :

هیچ چیز بهتری پیدا نکردی خدا رو بهش قسم بدی؟؟حداقل یه چیزی بگو حاجت روات کنه!!!
الهی بحق همه ی خوبای عالم دعات قبول بشه
منم گدای فاطمه سلام الله علیها
۱۰ آذر ۲۱:۱۲
سلام بانو.زندگی جدید مبارک. باتاخیر!!!
سلامت باشی.آبجی محبوب رو دیدی سلامش برسون.دلتنگ همه تونم!
ب س ی ج
ی ز د ی و ن ی
ح ر م ا ل ش ه د ا
م س ج د
ه ی ئ ت ف ا ط م ی و ن
یادش بخیر...

پاسخ :

سلام عزیز دل. محبوب که کلا گم شده!!! خبری ازش نیست
این واژه ها رو نوشتی اینجا با دل ما بازی کنی رفیق؟؟؟
ریحان
۱۳ آذر ۱۸:۳۶
سلام سید خوب من.
به دعای خیرت محتاجم... خیلی زیاد!
بازم از این مطالب بنویس...کلا ما رو در تجربیاتت سهیم کن سیدنا.
یاد امامزاده سید جعفری افتادم که با هم رفتیم و خیلی دلم برات تنگ شد!
کاش بشه بازم ببینمت.

پاسخ :

سلام رفیق عزیز. من که همش به یاد دوستان هستم. ان شالله شما هم برا ما دعا کنی
حس عجیب و غریبیه. شایدم ذهن و قلب من زیادی سخت گیره
صفائی
۲۱ آذر ۱۵:۵۷
من دعا کردم که تا اخر شوید از بهر هم 
همچو یک جان و دو جسمی تا ابد همراه هم

این دعا کن یا بمیرم یا دو تن
ای که من را دیده ای دل خسته غم 

پاسخ :

دعای خیر میکنیم ان شالله
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
من عاشق رنگ ها هستم

تصور کنید اگر خدا دنیا را بدون رنگ آفریده بود...

هیچکس تماشا نمی کرد
هیچکس لذت نمی برد
هیچکس عاشق نمی شد

خدایا شکرت به خاطر رنگ ها...

***

می نویسم تا نوشتن از یادم نرود
می نویسم تا بعضی چیزها را به خودم یادآوری کنم

برای حال خوب ِ دلِ خودم می نویسم

حال دلتان خوب :)

طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان