ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

درباره بلاگ

مادر یک عدد علی کوچولوی ساکت و صبور و در عین حال بسیار کنجکاو و پرتلاش هستم.
علی کوچولویی که مثل مادرش یک جا بند نمی شود، نمی‌تواند احساساتش را پنهان کند و چشمهایش در یک آن همه چیز را لو می دهد! و مثل پدرش با طمانینه، آرام و دوست‌داشتنی ست.
....
هرچه که اینجا می نویسم، صرفا برداشتهای شخصی ذهن یک انسان است. پس دلیلی ندارد که حتما و قطعاً اشتباه نباشد. چرا که انسان ممکن الخطاست...
من اینجا بلند بلند با خودم حرف می زنم.
خطابهای پندآموز مرا فقط خطاب به خودم بدانید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها
۱۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۵۰

تشویش

درست یک هفته از شروع بیماری و یک روز از پایانش می گذرد که درگیر بیماری همسر گرامی می شویم.
انصافا تحمل بیماری خودم خیلی آسان تر است از بیماری او. به هم ریخته ام کاملا... و تحمل این به هم ریختگی ها و اعصاب خوردی های من باز تحمیل می شود به همسر گرامی
ناشکری نمی کنم ... ولی خیلی روحیه ام ضعیف شده. دیدن درگیری ها و ناراحتی های دوستانی که خیلی برام عزیزند، دیدن بیماری همسر، تحمل یک هفته بیماری خودم...
این روزها دلهره، مهمان هر لحظه من است. نیاز به یک توکل عمیق دارم که بیاید و بنشیند جای همه ی این تشویش ها.
منصفانه ترین حالتش امتحان خداست، امتحانی که بدجور مهر رد به کارنامه ام زده است
امان از ضعف ایمان...


التماس دعای فراوان دارم از دوستان عزیزم. این روزها سخت می گذرد... دعا کنید به خیر بگذرد


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۲
امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ

نظرات  (۴)

سلام اشی جوونم
این نیز بگذرد...درست میشه عزیز صبرکن...
پاسخ:
سلام جیگر جون. زیارتت قبول مشدی افسان
بله. چون می گذرد غمی نیست :)

قبول حق عزیز
پاسخ:
فدایی داریییییییییییی
سلام
این مریضی چرا بنیان خانواده شما رو هدف گرفته
اشرف من اینقد شرمندتم که دیگه روم نمیشه بهت زنگ بزنم من بال مگس میخوره تو صورتم زنگ میزنم پیش تو گریه میکنم احتمالا شوهرت میگه این دیگه چه دوست داغونیه و از صمیم قلب خدا رو شکر میکنم که تو دوستمی و البته ریحان که شما دوتا این روزا فقط بهم کمک میکنید  
این روزا حالم اصلا خوب نیست ولی خدا رو شکر میکنم به خاطر نعمت اعتکاف که امسال بعم داد 
پاسخ:
سلام طاهره جان
نه بابا. این چه حرفیه؟
منم این روزا داغونم. وگرنه خودم بهت زنگ می زدم.
فقط دعا کن که به خیر بگذره
فامیل جان ما نیز اشرف سادات رو کچل کردیم. اما خدای اشرف بهت که زنگ زدم و برام از روزای خودت حرف زدی خیلی آروم شدم.
نمیدونم من چل و خل چرا فکر میکنم زندگی همه گل و بلبله و فقط منم که دارم سختی میکشم؟
خدا به هممون صبر بده که بسازیم و شکرگزار باشیم.
پاسخ:
نه بابا! راستش من از همون اولش هم کچل بودم, موی مصنوعی می ذاشتم که کسی نفهمه !!!
سختی مثل رابین هوده مولا جون.
رابین هود اینجا, رابین هود اونجا, رابین هود همه جا!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">