ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

مرغابی یا مار هفت رنگ؟!




این چک با آن امضای مرغابیییی، مرا از میان فاکتورها و دفاتر روزنامه و دفاتر معین و غیره و کذا برد درست وسط کودکی ام، وقتی که کلاس اول ابتدایی بودم....


به یاد ناظم مهربان مدرسه مان ، خانم شعار افتادم...


گاه که معلم کلاس غیبت میکرد و ما بدون معلم میماندیم، خانم شعار معلممان میشد و پس از املایی یا نقاشی کودکانه ای،‌ وقتی میخاست پایین دفترمان را امضا کند میگفت مرغابی میخواهی یا مار هفت رنگ؟ و من دقیق به یاد دارم که گرچه عاشق مرغابی های خانم شعار بودم، اما به دلیل روح تنوع طلبی و هیجان خواهی ام، مار هفت رنگ را انتخاب کردم.


و من همیشه احساس میکردم خانم شعار یک خانم خوشگل و جوان است، و بعدها از آبجی مریم (که چهارپنج سالی از من بزرگتر بود) شنیدم که اتفاقا خانم شعار خیلی زشت بود و پیر!!!  عجیب است که روح مهربانش چنین تصویری از او در ذهن کودکانه ی من شکل داده بود. و این است معجزه ی محبت...

ناظم مهربانم! هر جا هستی سالم باشی و خوش...



پ.ن1: با تشکر از صاحب چک که مرا از وسط روزمرگی هایم برد به دوران رویاها و آرزوها...

پ.ن2: درست است که ما سر هر چیز مسخره ای تشکر میکنیم. ولی این دلیل نمیشود امضای شما به آن مسخرگی و مزخرفی باشد!!! مرغابی هم شد امضا؟؟؟؟؟؟؟؟

پ.ن3: پیشاپیش بگویم که صاحب چک زن نبود، مرد بود!!! مـــــــــــــــــــرد!!!


پ.ن4: مبلغ را پاک نکردم تا شما ببینید ما چه آدمهای پووووووووووووووووولداری هستیم!!!!!!!!!!!!‌ و دلتان بسی بسوزد!!!!


معجزه ی محبت تعبیر قشنگی بود :) 
منم امضایم شبیه امضای معلم کلاس دوممون شده :))
من هنوز هم اون خانم رو قشنگ میدونم. با این که اصلا چهره اش یادم نمیاد

حتما خیلی دوستش داشتین
چقدر این امضا برای من آشناست
هر چی ذهن میسوزونم یادم نمیاد چرا ؟
نکنه چک از خودتونه!!!
دلمان بسی سوخت (لبخند)
دلتان بسی نسوزد!
چون این چکا تو جیب ما نمیره
ما فقط اینا رو ثبت میکنیم
من هیچ وقت دوتا امضام شبیه هم نیست همیشه باهم فرق داره اصلا امضای ثابتی ندارم
رفتم بانک برا عابر مجدد صادر کنن گفت باید امضا کنی بدیم به سیستم با امضای قبلیت تطتبق داده بشه
من امضا کردم گفت این امضایی که تو سیستمه نیست یادم رفته بود چه جوری امضا کردم
میگفت آخه امضات رو یادت نیست گفتم والا نه گشت برام حالت امضام رو از تو سیستم پیدا کرد نشونم داد ده بار امضا کردم شبیه اون نمیشد آخرش به زور شبیه شد تا سیستم قبول کرد تازه یادم نمیومد کی من این شکلی امضا میکردم
چند بار یه حرفو میزنی؟؟؟؟

اینم دست املاته؟
من هیچ وقت دوتا امضام شبیه هم نیست همیشه باهم فرق داره اصلا امضای ثابتی ندارم
رفتم بانک برا عابر مجدد صادر کنن گفت باید امضا کنی بدیم به سیستم با امضای قبلیت تطتبق داده بشه
من امضا کردم گفت این امضایی که تو سیستمه نیست یادم رفته بود چه جوری امضا کردم
میگفت آخه امضات رو یادت نیست گفتم والا نه گشت برام حالت امضام رو از تو سیستم پیدا کرد نشونم داد ده بار امضا کردم شبیه اون نمیشد آخرش به زور شبیه شد تا سیستم قبول کرد تازه یادم نمیومد کی من این شکلی امضا میکردم
فک کنم تو هم باید امضای مرغابیییی رو برگزینی!!!
حداقل متصدی بانک وقتی مرغابی رو ببینه رضایت میده
چهارشنبه ۱۳ بهمن ۹۵ , ۱۲:۵۱ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
ما یه ناظم داشتیم بچه هایی که آدامس داشتن رو بیچاره می کرد. مثلا یه دفعه زنگ تفریح از پشت سر چنان زد پس گردن دختره که بیچاره آدامس از دهنش پرید بیرون.

اوه
احتمالا بچگی هاتون به دوران ساواک بر نمیگشته؟
خودشو یا امضاشو ؟ :)
مساله این است :)
باید بگم اونم (هنوز که هنوزه)خیلی منو دوست داره و بهم افتخار میکنه :)

احتمالا فاعل رو دوست داشتید که فعلش ازتون سر میزنه!
منم یه مدت امضای مرغابی داشتم! البته دوران دبیرستانم!
خیلی هم خوشگل بود و کوچولو و تمیز! این چیه آخه!
حالا در گوشی بگم منم در کودکی یه امضایی داشتم که شبیه قلاب بود!!!
آبجیام بهش میگفت امضای قلابی
یهو ته این پست به این نتیجه میرسیم که هر کی امضاشو منتشر کنه :)
پیشنهاد خوبیه
آخرش معلوم میشه همه مرغابی میکشن
سلام
معلم های ما خیلی میخواستند برامون خودکشی کنند مهر میزدند آفرین و صدآفرین و.... چه قدر ما خوشحال میشدیم 
ولی خدایی مرغابی هم شد امضااااااااااااااااا ؟!!!!!!!!!!!!!!!! 
سلام. ماهم بقیه ی معلمهامون همونجوری بودن! همین شد که خانم شعار برای ما موندگار شد
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
من عاشق رنگ ها هستم

تصور کنید اگر خدا دنیا را بدون رنگ آفریده بود...

هیچکس تماشا نمی کرد
هیچکس لذت نمی برد
هیچکس عاشق نمی شد

خدایا شکرت به خاطر رنگ ها...

***

می نویسم تا نوشتن از یادم نرود
می نویسم تا بعضی چیزها را به خودم یادآوری کنم

برای حال خوب ِ دلِ خودم می نویسم

حال دلتان خوب :)

Designed By Erfan Powered by Bayan