ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

درباره بلاگ

مادر یک عدد علی کوچولوی ساکت و صبور و در عین حال بسیار کنجکاو و پرتلاش هستم.
علی کوچولویی که مثل مادرش یک جا بند نمی شود، نمی‌تواند احساساتش را پنهان کند و چشمهایش در یک آن همه چیز را لو می دهد! و مثل پدرش با طمانینه، آرام و دوست‌داشتنی ست.
....
هرچه که اینجا می نویسم، صرفا برداشتهای شخصی ذهن یک انسان است. پس دلیلی ندارد که حتما و قطعاً اشتباه نباشد. چرا که انسان ممکن الخطاست...
من اینجا بلند بلند با خودم حرف می زنم.
خطابهای پندآموز مرا فقط خطاب به خودم بدانید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها
۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۲:۵۸

شهر الحساب ...

ماه اسفند است و شلوغی های خودش و شلوغی های ذهن یک حسابدار (که توجه تقسیم شده ندارد!!!)

ماه اسفند و حسابرسی های فاکتورهای بلندبالا و کوتاه قامت! به عبارةٌ اخری ماه اسفند ، شهرالحساب است...

حسابرسی کار خیلی سختی ست. فقط و فقط (به معنی واقعی کلمه «إنّما»، کسانی حسابرسی کار کرده اند، این دشواری را درک می کنند.

این که ریز فاکتورها، چک ها، حسابهای معین، هزینه ها و غیره و کذا را در بیاوری و ببینی ریزحساب فلان مشتری با جمع کلش به هم میخورد یا نه.

ببینی فلان مشتری کجا کلاهت را برداشته، فلانی کجا برای کارت کم گذاشته و بهمانی در طول سال چه کاره حسن بوده!


به حساب مشتری ها که می رسم (همان حسابرسی خودمان) ناخودآگاه به یاد حسابرسی خدا در روز دادرسی می افتم

به خودم میگویم بنت شهرآشوب! روزی هم میرسد که کسی می نشیند سر فاکتورهای تو، و ریز کارهایت را در می آورد، و جمع می زند، و توی ترازو می گذارد، و سبک سنگین میکند ببیند کجا کم گذاشته ای،‌ کجای کارت ایراد داشته، چه کاره حسن بوده ای


و اگر منِ بنت شهرآشوبِ حسابدار، جایی حواسم پرت می شود، و فاکتوری از قلمم می افتد،‌ حسابرس روز قیامت حواسش خیلی جمع است

به قول خودش سریع الحساب است

و به ماشین حساب نیاز ندارد

و خودش (به خودی خود) می داند وزن هرکدام از کارهای خوب و بدت چقدر بوده است...

و اگر هم خودت را به حاشا بزنی، شاهدانش را می آورد. همانها که همه جا مراقب فاکتورها و ریزکارکردهایت بوده اند!


خدا رحممان کند.


الهی عاملنا بفضلک... و لا تعاملنا به عدلک ... یا کریم!


خدایا با فضل خودت به حساب ما برس، نه با عدلت


پ.ن1: دیروز سر کلاس اعلام ناخواندگی کردم (یعنی درس را نخوانده ام!) و استاد گرانقدرم ازم پرسید حسابداری؟ گفتم بلیا! گفت درک میکنم. حسابدارها برج 12 مخشان وسط هواست. گفتم قربان لب و دندانت استاد! بلیا وسط هوا و زمین معلقم...

پ.ن2: دم عید است... مواظب هموطنان بی بضاعتمان هم باشیم. گرچه با بخشیدن مبلغی ناچیز... یا با بخشیدن وسیله ای غیرقابل استفاده در منزل


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۱۲/۱۸
امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ

نظرات  (۹)

عنوانت منو یاد شهر الرمضان انداخت که نزدیک هم هست
پاسخ:
شاید شهرالرمضان هم قرار داده شده برای همین تذکر و حسابرسی
۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۰۷ سائلِ معنا
خیلی نیازی به شاهد هم نیست چون فرمود:

سریع الحساب:
این سرعت هم زمانی نیست... به قول بزرگواری:
خدا سریع الحساب است یعنی : جزا ، نفسِ عمل است

این نظر رو جدی نگیرید... ما حسابدارای اطرافمون رو میبینیم و میفهمیم در چه وضعی هستن...


پاسخ:
اشکالاتتون کاملا وارده
سرعت رو  برای تقریب به ذهن عرض کردم

۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۱۰ قالب بلاگ رضا
تغییر فونت وبلاگ شما بصورت رایـــگان!
چالش بلاگ تکونی هم داریم!
پاسخ:
بلاگ تکونی؟؟؟؟!
۱۸ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۲۰ دچــ ــــار
صدق الله و صدق رسوله و صدق المدقق

پاسخ:
:|
بعله.
حسابداری هم شغل سختیه. سخت!
پاسخ:
اصلا بعد از کار در معدن سخت ترین شغل دنیا محسوب میشه!
خدا خودش به دادمون برسه :(
پاسخ:
ان شالله
لوبیا کوچولو خوبه؟ :)
۲۰ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۱۲ پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
چه استاد با حالی خداییش 
هیچوقت از حسابداری خوشم نیومده:(
پاسخ:
ازون استاد خوباس!
راستش منم خوشم نمیاد
۲۳ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۵۲ ... یک بسیجی ...
التماس دعا
پاسخ:
همچنین
سلام 

بسی قابل تامل بود 

ان شاءالله که سال خوبی رو شروع کنید
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتون
همچنین شمام سال خوبی داشته باشید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">