ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

سیاهی لشگرها...

بالاخره پاسپورت پسرمان رسید. ولی با شش روز تاخیر! طوری که وقتی برای ویزاکردن نماند... (آنقدر برای پیگیری هرروز زنگ زده بودم به پستچی، که وقتی آمد دم در و گذرنامه را داد به دستم، گفت بالاخره پاسپورتتان رسید! و من جوری که انگار پستچی بخت برگشته مقصر باشد با عصبانیت گفتم حالا دیگه چه فایده؟؟)


و ما به هر دری زدیم (دقیقا هر دری که فکرش را بکنید!) نشد که پول سفر اربعینمان جور شود... 


اما این اول داستان نبود. بلکه آخرش بود... اولش از آنجا شروع شد که من ادعا کردم... و ادعای بسیار بدی کردم! 


اول داستان آنجا بود که احساس کردم امسال حتما باید برویم کربلا، و پیش خودم گفتم ما که تا حالا به درد امام زمان نخورده ایم. بلکه برویم و سیاهی لشگر اربعین باشیم...


و این قصه پیش رفت و پسرمان دندان درآوردنش گرفت و زد به بی قراری و پاسپورتی که باید دوروزه بیاید شش روزه هم به زور آمد و سیستم ویزا رفت توی هپروت و ارز گران شد و ما بی پول... هیچ چیز اوکی نبود جز استخاره مان!!! (و باز جای شکرش باقی بود!) و کلی اما و اگر و انقلت دیگر، که چشم ما نرسد به خاک پای زوار اربعین ... 


می خواستند به ما بفهمانند که شما گردو غبار نشسته روی لباس زوار اباعبدالله هم نیستید. 

می خواستند رویمان را کم کنند و کم هم کردند! 

تا ما باشیم دیگر ادعا نکنیم. استاد عزیزمان همیشه میگفت بترسید از ادعا، که پدرتان را در می آورد...


خدایا ما را بیامرز به خاطر زیاده گویی هایمان. راستش چیزی به دلمان نیست. فقط حرف لقلقه ی زبانمان شده... مرده باد حرف... مرده باد ادعا...


به قول حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، مَنْ کانَتْ حَقایِقُهُ دَعاوِىَ فَکَیْفَ لا تَکُونُ دَعاویهِ دَعاوِی؟ کسی که حقیقت گویی هایش ادعاى خالى ست، چگونه ادعاهایش ادعا نباشد؟


بنده از همین تریبون می خواهم به حضرت صاحب عصر اعلام کنم که "سیاهی لشگر تو بودن" هم لیاقت می خواهد که ما نداریم. 

خوبان عالم سیاهی لشگر تو می شوند و کوله شان را می اندازند و می آیند به سمت کربلای جدت... ما را ببخش آقا...



پ.ن1: پانوشت اینکه دلمان گرفته. بدجور هم... شاید اگر آبجی زهرا نمی رفت، طاهره نمی رفت، شاید اگر از اول نیت رفتن نکرده بودیم اینقدر دلم نمی سوخت. خواستن و خواسته نشدن بد آتشی ست...


پ.ن2: بزرگترین تفریح این روزهایم این شده که منتظر بنشینم علی کوچولویم صبح از خواب بیدار شود و من از دیدن چهره ی پف کرده اش کیف کنم و بخندم. و بزرگترین تفریح او این است که مثل بچه شیرها از سر و کولم بالا برود و تمرین ایستادگی کند. 

یکی از بهترین تفریحهای من و پدرش هم این است که هر روز گذرنامه اش را ببینیم و قربان صدقه اش برویم :)


دلتون نگیره:)
یه روزی ام یهویی نوبت شما میشه 
واقعا خوردنیه این گل پسرتون😄خدا نگهش داره 
ممنون. ان شالله که حداقل دلی در زمره شون باشیم

روزی چند بار خودمون می خوریمش!
با این حساب
ما چی بگیم پس؟
شما هم همینا رو بگین
:)
باتشکر!
سه شنبه ۱ آبان ۹۷ , ۲۰:۵۱ مریــــ ـــــم
ای جونم به علی کوچولو!
حال غریبی داری ام شهر آشوب!
من میدونم که خود امام حسین نظاره گره این حالته!
برای منم وسط این حال دلشکستگیت دعا کن
جونت بی بلا عزیزم

خیلی غریب! هرچه به اربعین نزدیکتر میشیم دلشوره م بیشتر میشه

ولی اگه دعامون بالا میرفت الان دم مرز بودیم
سه شنبه ۱ آبان ۹۷ , ۲۱:۱۸ مردی بنام شقایق ...
سلام

حس مشترکی بود این پست


+
ماشالا مرد شده :)
وقتشه زنش بدینا :))))
سلام
شما هم طلبیده نشدین؟

کم کم ان شالله!
حس مشترک ما هم مثل هر سال جاموندیم :(

ای جانم به این گل پسر از طرف من ماچ کنید :*
خدا قسمتمون کنه

ممنون. چشم :)

من امروز با وبلاگتون آشنا شدم . مطالب مفیدی دارید. امیدوارم زمان داشته باشم که بتونم همه رو بخونم

خواهش میکنم. خوش آمدین
پنجشنبه ۳ آبان ۹۷ , ۲۰:۴۷ خادم امام زمان عج الله

هیچ ذکری بالاتر ومهم تر از عزم پیوسته و همیشگی بر ترک گناه نیست ؛ یعنی تصمیم داشته باشید اگر خداوند صد سال هم به شما عمر داد ، حتی یک گناه نکنید ، همچنان که اگر صد سال عمر کنید ، حاضر نخواهید شد یک بار تَهِ استکانی زهر بنوشید ؛حقیقت و واقع گناه هم ، زهر و سّم است.

اگر انسان یک گام در راه رضای خدا بردارد ، دیگر گامهای بعدی را نمی داند چه خواهد شد! همان گام اول ، او را به جاهایی که نمی داند ، خواهد کشید.


آیت الله بهجت (ره)

براوووو
شنبه ۵ آبان ۹۷ , ۱۲:۰۴ مردی بنام شقایق ...
فعلا همینجا طلبیده شدیم در خدمت خونواده :)))

ان شاالله سال دیگه طلبیده بشیم کربلا :)
جای بسی خوبی طلبیده شدین :)
خدا اینقدر بزرگه که یهو یجوری راهیت میکنه که خودتم متوجه نمیشی
خدا براتون حفظش کنه عزیزم:-)
ان شالله برای سال دیگه :)

ممنونم عزیزم
به قول یه اقای بزرگی میگفت :مادر همیشه سر سفره اول سهم اون بچه ای ک نیست رو کنار میذاره.
ان شالله که حضرت زهرا سهمتونو کنار گذاشته ضمن اینکه واقعا همه جا دنبال من بودیبی تعارف و" ادعا!!!!!"
و به قول بعضیا کربلا به رفتن نیست به شدن است.توی روایت از زمانی ک قصد حرم کردی اقا برات ثبت میکنه که توام قصدشو کردی....بقیه شم برا دلخوشی خودمون.
ان شالله سال دیگه باهم دلخوش بشیم
هععععی خواهر
ان شالله
میترسم از اون نیتای پاک هم نداشته باشیم از همه جا رونده، از همه جا مونده بشیم :|
جمعه ۱۸ آبان ۹۷ , ۱۷:۲۶ اجاره سوئیت مبله در تهران
ان شاءالله که این اتفاق برای شما منجر به گرفتن درس بشه و سال دیگه با دعوت آقا راهی کربلا بشید ....
همین که به این مسئله فکر کردید و به نفستون نهیب زدید خودش یه قدم خوبه ...
در کل امیدوارم به زودی زود زائر سیدالشهدا بشید ...
_____________________________
اجاره سوئیت مبله در تهران
https://eskanbama.com
بله منم امیدوارم
ممنون ان شالله روزی همه آرزومندا بشه
سلام

لطغا نظرتون

 راجع به کلیپ '' عمر کُشون!  "

در    

  http://hajferdowsi.com/1327/

رو  بفرمایید.

اگه نظرتون رو همونجا بگید ممنون میشم..

 درضمن میتونید در گفتگوهایی با موضوعات جالب شرکت کنید و نظراتتون رو  به
 
اشتراک بگذارین...

در

http://hajferdowsi.com/froums/

متشکرم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
من عاشق رنگ ها هستم

تصور کنید اگر خدا دنیا را بدون رنگ آفریده بود...

هیچکس تماشا نمی کرد
هیچکس لذت نمی برد
هیچکس عاشق نمی شد

خدایا شکرت به خاطر رنگ ها...

***

می نویسم تا نوشتن از یادم نرود
می نویسم تا بعضی چیزها را به خودم یادآوری کنم

برای حال خوب ِ دلِ خودم می نویسم

حال دلتان خوب :)

Designed By Erfan Powered by Bayan