ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

ای شما! ای تمام عاشقان هرکجا

نام یک نفر غریبه را، در شمار نامهایتان اضافه می کنید...؟!

درباره بلاگ

مادر یک عدد علی کوچولوی ساکت و صبور و در عین حال بسیار کنجکاو و پرتلاش هستم.
علی کوچولویی که مثل مادرش یک جا بند نمی شود، نمی‌تواند احساساتش را پنهان کند و چشمهایش در یک آن همه چیز را لو می دهد! و مثل پدرش با طمانینه، آرام و دوست‌داشتنی ست.
....
هرچه که اینجا می نویسم، صرفا برداشتهای شخصی ذهن یک انسان است. پس دلیلی ندارد که حتما و قطعاً اشتباه نباشد. چرا که انسان ممکن الخطاست...
من اینجا بلند بلند با خودم حرف می زنم.
خطابهای پندآموز مرا فقط خطاب به خودم بدانید.

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
پیوندها
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۴:۳۲

مرده ها...

صبح از خواب پاشدم و طبق معمول ایتا رو باز کردم.

از گروه رفیقام آخرین پیامی که اومده بود این بود: "منم میام" 

به خودم گفتم باز این ددری ها یه جا قرار گذاشتن برن خوش بگذرونن. ببینم کجاس منم برم یه کم از این حال و هوای فسردگی پاییز بیام بیرون

پیاما رو رفتم بالا، تا به اولین پیام رسیدم:

"بچه ها! شوهر مرضیه سادات تصادف کرده. براش دعا کنید." 

چندتا پیام اومدم پایین تر: 

"انا لله و انا الیه راجعون... بچه ها شوهر مرضیه سادات فوت شده. برای تسلی دل خودش و بچه هاش دعا کنید"


خشک شدم. باورم نمیشد.

صدای خنده های شلیکی مرضیه سادات توی سرم پیچید. صدای "آقایی" گفتنهاش وقتی پشت چشماش رو نازک میکرد و صداش رو طناز و میگفت: امروز آقااایی میاد دنبالم! وقتی با من کل مینداخت و بهم میگفت «من سید دوشرفه م، تو باید احتراممو بگیری!» یاد خنده هامون... وقتایی که بغض میکرد و میگفت تو رو خدا برگرد کلاس، بدون تو کلاس شور نداره... 

همه ی عمر رفاقتمون یه لحظه اومد جلو چشمم...


تا چند دقیقه که فقط شوکه بودم. کم کم رفتم تو فاز غصه. اینکه چطور دوتا بچه رو باید به چنگ و دندون بگیره و بدون مرد بزرگشون کنه. مخصوصا که دخترش هشت سالشه و دقیقا سن خودمه وقتی بابام رو از دست دادم. 


تا آخر شب داشتم غصه میخوردم براش. 

شب که شد دیدم چقدر امروز غصه ی مرضیه سادات رو خوردم. در حالی که اونی که مستحق غصه خوردنه شوهرشه که دیگه دفتر عمرش بسته شده و زمانی نداره برای جبران. 

ما آدما به جای اینکه از مردن آدما درس بگیریم و خودمون رو جای متوفی بذاریم، خودمون رو جای بازماندگان میذاریم و مرده ی بیچاره رو به کل فراموش میکنیم. 


اصلا به نظر من مرده ها مظلوم ترین موجودات عالمن!


موافقین ۱۲ مخالفین ۲ ۹۸/۰۹/۰۴
امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ

نظرات  (۱۶)

۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۱۳ پلڪــــ شیشـہ اے

خدا رحمتشون کنه ...

پاسخ:
ان شالله
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۱۸ بانوی عاشق

خداصبرش بده واقعا

 

راست میگی ها

مرده ها مظلوم ترن

منم وقتی بابام فوت شد همش به این فکر میکردم شب اول قبرش چجوری میگذره

بقیه روزها چطور میگذره براش

 

یادمه تا چند وقت هرروز که میرفتم کتابخونه حرم

اول میرفتم کنار ضریح از جانب پدرم براش زیارت نامه میخوندم

و از با گریه التماس میکردم که امام رضا شفیعش باشه

 

خدا به دل دوستت صبر

و به روح همسرش آرامش بده

پاسخ:
خدا رحمت کنه پدر بزرگوارت رو

واقعا سخته. بنده خدا جوون هم بوده

:((

خدا رحمتشون کنه.

پاسخ:
خدا رفتگان همه مومنین رو بیامرزه
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۳۱ مردی بنام شقایق ...

رتبه اول مال مردهاس

رتبه دوم مرده ها

پاسخ:
شما مردها که عجیییب مظلومید!!! اصلا یه حجمی!!
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۵:۳۷ بنتُ الهدی

خدا رحمت شون کنه.. خیلی سخته.. بدون مرد با دو تا بچه کوچیک..

راست میگین معمولا بازمانده ها اینقدر غرق غم و غصه و مراسمات و باقی حواشی میشن که یادشون میره اون بنده خدایی که فوت کرده دستش از دنیا کوتاهه و باید به دادش رسید!

پاسخ:
خانواده شوهر من یه رسم خوبی دارن که شب اول قبر مرده رو تنها نمیذارن. میمونن تا صبح قرآن میخونن

شاید چون ما مرده ها رو نمیبینیم .که چه حالی ان ما زنده ها رو میبینیم و سوختنشون تو داغ عزیز رو ... برای همینه که بیشتر از مرده ، نگران زنده ایم ... البته که ادمای خوب وقتی میمیرن دیگه هر جور شده میرسن به اون خوشی ای که باید ... نمیدونم کاش یه جوری زندگی کنیم که وقتی مردیم نیاز به دل سوختن کسی نباشه برامون 💙

دفتر عمر اگه قرار باشه از یه جایی به بعد سیاه پر بشه همون بهتر که از همونحا تموم شه ... خدا رحمتشون کنه و مهمون اباعبدالله باشن الهی ...

پاسخ:
حالا ماها هیچکدوم در اون حد خوب نیستیم که به خیرات بازماندگانمون نیازی نداشته باشیم. 
عیب ماها اینه که مرگ رو برای خودمون نمیبینیم. فکر میکنیم نوبت ما هیچوقت نمیرسه
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۶:۱۸ غریبه آشنا

اشتباه نکن مظلوم ترین ها زنده ها هستن...

مرده ها دیگه لازم ندارن ما غمشون رو بخوریم یا نخوریم...
کسی که میمیره تنها نمیشه بلکه نزدیکانش تنها میشن
حالا کی مظلوم هست؟!

 

پاسخ:
ازین نظر میگم که مرده دستش از دنیا کوتاهه. دیگه نمیتونه اعمالش رو درست کنه پس به کمک ما احتیاج داره. ولی زنده خودش برای خودش تصمیم میگیره..میتونه ازهرجای مسیر برگرده
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۶:۲۱ دچارِ فیش‌نگار

درواقع پیامکی از دیار باقی بود این

پاسخ:
کدوم پیامکا دقیقا؟؟
۰۴ آذر ۹۸ ، ۱۶:۴۹ میرزا مهدی

عجب نظریه ی متفاوتی... تا حالا بهش فکر نکرده بودم....

 

پاسخ:
اتفاقا من همیشه بهش فکر میکنم، ولی بازم بیشتر غم بازمانده ها رو میخورم

سلم خدا صبر و توان بده به دوستتون... خدا رحمت کنه همسرشون رو

 

من هر موق میرم مراسم خاک سپاری دقیقا به این فکر می کنم که فردا که بمیرم چه راحت همه می گذارندم تو خاک و میرن..‌ هیچ کی یاد من‌نخواهد بود!!! 

پاسخ:
سلام.ممنون ان شالله

خدا عمر باعزت بهتون بده و فرزندانتون صالح باشن تا بعدها تنهاتون نذارن
۰۴ آذر ۹۸ ، ۲۳:۱۸ خانوم میم

سلامم :((((

منم غمم گرفت 

الهی :(((( خدا ان شاءالله صبرشون بده :( پول بده نمیدونم . خیلی سختههه😢😢😭😭😭

آخی شما پدرتون ۸سالگیتون فوت شدن؟؟ خیلی ناراحت شدم خدا بیامرزتشون😔😢

راست میگین از همه طفلکی تر الان اون بنده خداست .

هعی 

مُردن چقدر ترسناکه وقتی آدم یادش میاد باید بره و جواب پس بده

ان‌شاءالله که هممون مورد رضایت خدا باشیم 😔

خیلی ناراحت شدم

خیلی

هعی زندگی :((

پاسخ:
سلام

آخی، نمیخواستم انقدر ناراحتت کنم، حالا اونام خداشون بزرگه

مردن ترسناک نیست، ماها دستمون زیادی خالیه
۰۵ آذر ۹۸ ، ۰۹:۳۲ میرزا مهدی

یه مدّت نظرم این بود که بعد از همه ی عزیزانم از این دنیا برم.

به این فکر میکردم که نکنه بعد از مرگم مادرم غصه بخوره. پدرم بِشکَنه. خواهرام داغدار بشن و بسوزن. برادرم بی تکیه گاه بشه.

روی هم رفته دوست نداشتم به خاطر این سفرِ"نور" غصه بخورن دیگه.

یه کم که گذشت و به این سن که رسیدم دیدم نه بابا.

نه مادرم غصه میخوره. نه پدرم میشکنه. نه برای خواهرام مهمه(انقدر بدبختی دارن که.) نه برادرم اصلا روی من حسابی باز کرده بوده.

الان به این نتیجه رسیدم بهتره که زودتر از همه بمیرم . الان نه ها. بعد از هفتاد سال دیگه.

پاسخ:
من وقتی فکر میکنم بعد از من چی به سر علی میاد خودم گریه م میگیره! 
یعنی اولین کسی که در سوگم گریه کرده خودمم!
۰۵ آذر ۹۸ ، ۱۱:۲۸ میرزا مهدی

 اولین کسی که در سوگم گریه کرده خودمم.....

پاسخ:

:))

دور از جونِ شما دور از جونِ شما وقتی یکی یه جمله شبیه این میگه که بعد از من فلانی چی کار میکنه؟، بهش میگم تو بِمیر! ما یه کاری براش میکنیم....

من اگر حق الناس(قرض و بدهی و بانک و قسط و ...) گردنم نبود، هر آن طلبِ مرگ میکردم از خدا. مرگ نه به معنای پایانِ زندگی، به معنای شروعی بهتر ..(WooooooW اصلا این جمله به ریخت و شمایلَم نمیومد خداییش)

پاسخ:
ان شالله که هم مرگ خوبی داشته باشیم، هم بعد از مرگ خوبی 

خب من به فکر بچه ام که بی مادر بزرگ نشه. وگرنه منم بدم نمیاد بمیرم. هیجانش زیاده!!

ای وای

چه تشابهی

منم این دوسه روز به مرگ خیلی فکر کردم.البته باعث و بانی اش دخترعمه ایه که پرستاره و روزی ده تا فوت جلو چشمشه و سوزناکترین هاش رو برامون‌گلچین و تعریف میکنه....

خدا آخر و عاقبت بخیرمون کنه هممون رو انشالله

قبل مادر شدن مرگ طلبی ام شدید بوده اما الان واقعا حتی بشوخی هم میترسم از خدا مرگ بخوام....

پاسخ:
خدا حفظ کنه دخترعمه ات رو!! حتما باید بویی از عمه میداد با این تعریف کردنش!!


منم همینجور. آدم مادر که میشه دیگه دلش نمیاد بمیره :))

سلام پیرو صحبتای شماااا رو میرزا

ان شاالله همه کنار هم باشند اصلا چرا کسی بره ولی اگه قرار باشه کسی بره خدا هست خدا خودش هوای هممون رو داره 

با این جمله که اگه من برم بقیه پس چی بنده داره خودش رو بالا تر از خدا میدوونه 

میدونی آدما چون خودمون وابستگی داریم میگیم اگه ما بریم پس بقیه چی میشن 

پاسخ:
سلام
آدم است و سیب خوردن!

ماهم طبق فهم ناقص خودمون از جهان قضاوت میکنیم دیگه
اصلا یه وقت دیدی یه ننه بهتراز من گیرش اومد!

نخیر  ننه بهتر از شمااا هیچ کجای دنیاا نیست 

ان شاالله همه پدر مادراا همیشه بالای سر بچه هاشون باشند همه بچه ها هم همیشه ور دل ننه باباهاا سالم و صالح 

ببین حد دوست داشتن مادری اینقدر هست که من مامان بزرگم همیشه دعااا میکرد میگفت خدایا من داغ فرزند نبینم طاقت ندارم حتی بعد از مرگمم داغ بی موقع بچه نبینم 

این دعاش خیلی برام سنگین بود حتی بعد مرگش نمیخواست داغ فرزند ببینه 

و البته من نمیتونم هیچ کسی رو از دست بدم ترجیح میدم بقیه من رو از دست بدن تازه بعدش کلی میشینند خوبیام رو میگند 

کلی عزیز میشم بعد مرگم :)))

پاسخ:
ان شالله کسی داغ نبینه کلا، ولی من میگم آدم تا وقتی بچه ست و اختیارش دست بقیه ست، ان شالله زیر سایه پدرومادر مهربون خودش باشه، وقتی ازدواج کرد و زندگی تشکیل داد، مرگ پدرومادر انقدرا زندگی رو تحت تاثیرقرار نمیده،هرچند خیلی سخته

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">